幸せなミツバチ

幸せなミツバチ

دنیایی که تجربه میکنم رو روزانه مینویسم، بدونِ افشایِ هویتِ واقعیم
幸せなミツバチ

幸せなミツバチ

دنیایی که تجربه میکنم رو روزانه مینویسم، بدونِ افشایِ هویتِ واقعیم

بی‌خوابی (موقت)

ما از دیشب تا حالا تقریبا نتونستیم بخوابیم.

یعنی شاید مثلا یک ساعت جسته گریخته خوابیده باشیم اما

به طورِ کلی نخوابیدیم.

یعنی طوری میزدن که از صدا نه، از لرزش میپریدیم.

گیج و ویجم اما ناراحت نیستم اصلاً :,c

امیدوارم این خستگیا رو به وقتش با خوابِ راحت دَر کنیم.


بعد از ویز ویز 1

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

No pain, No gain

تو سریال ویرجین ریور یه دیالوگ خیلی قشنگی هوپ به مل گفت.

گفت: فکر میکنم اگر رویِ حفاظت از قلبت تمرکز کنی، میتونی از ناراحتی‌هایِ زیادی دوری کنی.

اما یادت باشه اینطوری نصفِ زندگیتو از دست میدی..


خیلی به این دیالوگش فکر کردم و دیدم چقدر درست میگه.

من از سالِ یک که درد عاطفی شدیدی کشیدم، تمام تلاشم رو کردم تا از خودم و قلبم محافظت کنم.

خیلی هم خوب عمل کردم، این مدت دردی بهم وارد نشد اما به مرور زمان احساس آرامش ماهیت خودش رو 

از دست داد و به خلا تبدیل شد.

میخواستم تو دفتر ژورنالینگم بنویسم اما گفتم اینجا هم بنویسمش و بمونه که هردوجا این مونولوگ با خودمو داشته باشم:

زندگی به هیچکسی قولِ خوشبختی نداده و این ماییم که در بینِ انتخاب‌ها و شانس‌ها، سرنوشتمون رو میسازیم.

یادت باشه هر انتخابی بهایی داری و هرگز انتخابی وجود نداره که "پشیمونی" همراهش نباشه.

میتونی تا همیشه از خودت مراقبت کنی و محتاط باشی و درد نکشی، اما عشق رو هم تجربه نمیکنی.

میتونی هم دلت رو بزنی به دریا و شانس‌هات رو استفاده کنی، درد زیادی میکشی اما بالاخره جایی پاداشش رو هم میگیری.

یادت باشه هیچ کدوم از اون یکی بهتر یا بدتر نیست.

زندگی فرمول نداره زنبور عزیز و باید بدونی اگر بخوای با تجزیه و تحلیل زندگی کنی، فقط خیال میکنی داری پیش‌بینیش میکنی.

ذاتِ زیستن بر غیر قابل پیش‌بینی بودنشه.

قضاوت‌هایِ مردم هم تا جایِ ممکن بی اهمیت بدون چون مردم تو کار و زندگی خودشون موندن و باز هم تاکید میکنم

ما آدم کوچولوهایی هستیم که داریم بر اساس بهترین حدس و گمانمون عمل میکنیم و هیچکسی نمیدونه دقیقا چی به چیه.

اینا رو تو دفترم هم وارد خواهم کرد ترجیحا به زبان انگلیسی.


من همیشه عاشقِ گربه‌ها بودم اما خانوادم اصلا اجازه ورود پت به خونه نمیدن.

هرجا گربه ای میدیدم سرشو ناز میکردم، بوبولی بوبوش میکردم، غذا میدادم و خداحافظی میکردم.

خیلی شبا دعا کردم یه فرجی بشه از آسمون گربه ای بیاد تو زندگیم ولی خودمم میگفتم خب چطوری؟

این روزا به طرز جالبی من یه گربه ای دارم که هم مال منه هم نیست.

ما آپارتمانمون یه حیاطی داره که رو به کوچه‌ست.

بالاخره در اثر مداومت زیاد من به پیش پیش کردن و غذا دادن و همکاریِ همسر طبقه اولمون که ایشونم عاشقِ پیشی هستن و ظرف آب میذارن برای پیشی‌ها، دوتا پیشی دیگه تقریبا مال ما شدن و شبا میان تو حیاط ما حتی میخوابن ₍^. .^₎⟆

یه وقتایی چراغ ساختمون روشن میشه و میفمم سردش شده اومده تو راهرو بچه.

یکیشون حامله‌ست و شوهرشم دیدم یه وقتا میاد میو میو میکنه

اون یکی یه پیشی سیاه و قلدره

خلاصه به قولِ حضرت مولانا باز گردد عاقبت این در بلی 


در خصوص پست دیشب و ویز ویز کردن میخوام بگم واقعا پشیمون نیستم.

خیلی دوست داشتم حالا که حرف دلم رو زدم، فیدبکی فوری بگیرم یا مثلا زیاد زیاد چت کنیم اما شرایط متفاوته.

از طرفی واقعا زندگی بهم ثابت کرده که زمان چیز خوبیه و عجله اصولا خرابی به بار میاره.

فقط خوشحالم چون انگار دلم سبک شده و حتی اگر هیچی هیچی هم حاصل نشه، دوباره تمرین کردم شجاع باشم

و صداهای تو سرم ساکت شدن.

گاهی اوقات ما از ترس‌هامون بیشتر میترسیم تا از خودِ پیامدها. 

انسانِ جالب، آدمیزادِ گوگولی :*c

بالاخره ویز ویز تو دلمو عیان کردم

این مطلب توسط نویسنده‌اش رمزگذاری شده است و برای مشاهده‌ی آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.

調査 | study

داشتم کتابامو جمع میکردم که آماده راند تمیزکاری بشم و یهو به این فکر کردم که شاید کسی باشه که مثل قدیمایِ من مشکلش این باشه دوست داره حین درس خوندن اکتیو باشه، نکته بنویسه، ترجمه بالای کلمه بنویسه و.. اما یخورده وسواس داره و اینکار رو انجام نمیده و همین معضلش شده.

من نمیدونم تا حالا خودکارای پاک‌کن‌دار دیدید یا نه.

بهشون خودکار تقلب هم میگن اما من نمیفهمم چطوری به درد تقلب کردن ممکنه بخوره. اما این خودکارا جون میدن برای نوشتن تو کتاب.

اگر زیر کلمات خط بکشید اما دستتون یهو کج بره، به راحتی با ته خودکار پاک میشه و درستش میکنید.

اگر یه کلمه رو‌ اشتباه نوشتید جای غلط‌گیر استفاده کردن میتونید سه سوت پاکش کنید

چهار رنگ اصلیش هم هست

آبی، مشکی، قرمز، سبز و من زردشم دارم ⁦(⁠ ⁠•͈⁠ᴗ⁠•͈⁠)

اینجوری خیلی بیشتر میتونید غرق شید تو نوشتن و خط کشیدن و حضور ذهن داشتن حین درس خوندن.

اگر هم اهلِ مداد و پاک‌کن هستید میخواستم بگم بهترین پاک‌کن‌هایی که هیچ ردی به جا نمیذارن غالبا پاک‌کن‌های ژاپنی‌ هستن.

پایلوت خیلی خوب تمیز میکنه، پنتر اون رنگ آبی‌هاش عالیه و استدلر مشکی‌های خودمونم خیلی خوبن.

همینا خلاصه

بازم نکات لوازم تحریری یادم بیاد اینحا اضافه میکنم :*c

خونه تکونی و تمیزی

یکی از چیزایی که داره بهم آرامش میده اینه که شروع کردیم به خونه تکونی و همین الآن دارم گاز رو می‌سابم قشنگ.

یادمه چه وقتی بچه بودم و حتی وقتی نوجوون هم بودم میگفتم این کارا یعنی چی؟

خوشم نمیومد از اینکه تا گوشه کنارای یه جایی رو بسابی، خسته بشی و تهش بگی خوب برق افتاد.

ولی سن چیز عجیبیه.

سن باعث میشه الآن مامانی که تا قبل بهم میگفت زنبور اگر نمیخوای کار نکن یا میکنی تمیز بشور الکی روی کار رو تمیز نکن؛ الآن بهم میگه زنبور جان مادر بسه کُشتی خودتو اونجای گاز بازم کثیف میشه ول کن :))

من عاشقِ بویِ تمیزی‌ام

عاشقِ سطح‌های عاری از گرد و خاک و چربی و لک

عاشقِ احساس سبُک بودن فضا و تمیزیِ محیط

حباب و کف رو هم ایضاً خیلی دوست دارم.

خلاصه که آره یه زنبور کوزتیِ راضی هستم در حال حاضر ⁦(⁠ʘ⁠ᴗ⁠ʘ⁠)⁩

وطنِ نازنینم

ای سرزمین!

کدام فرزندها،

در کدام نسل،

تو را آزاد، آباد و سربلند،

باچشمان باور خود خواهند دید؟

#محمود_دولت-آبادی 


(به قول اون سرهنگه تو سریال خاتون: پاینده ایران♡)

محاسبه چارت تولد تروپیکال

الآن دیدم مریم جانم کامنت گذاشته برای محاسبه چارت تولدش و آشنایی با انرژی‌هاش و دنبال سایت میگرده.

گشتم ببینم تو شرایط نت ملی کدوم یک از سایت‌ها هنوز باز میشن که هم معتبر باشن

, هم تفسیر رایگان ابتدایی از چارت تولد بدن؟

خیلی گشتم و بالاخره تونستم پیدا کنم.

آسترولوژی فارسی میاد بالا و بسیار هم معتبر هست. (به سبکِ تروپیکال هستش این سایت)

لینکش رو واستون میذارم خودتون اطلاعاتتون رو وارد کنید و چارت ابتدایی تولدتون رو تحویل بگیرید.

علامتِ لیلیث یه هلالِ ماه سیاه هست که رویِ یه صلیب قرار گرفته.

علامتِ ونوس یه دایره هست که روی یک صلیب قرار گرفته.


لینکِ ورود به آسترولوژی فارسی و دریافتِ چارت تولدتونhttps://farsiastrology.com/birth-chart به صورتِ رایگان





لیلیث و ونوس در روابطِ ما

جرقه نوشتن این پست برام نصفه شب خورد وقتی دوستم فارغ از این جریانات نزدیکای ساعت سه صبح  بهم مسیج میداد و برام از اتفاقاتی که با پارتنرش افتاده و بازی‌های روانیشون میگفت و از طرف دیگه یکی از کسایی که خیلی عاشق و شیفته دوستمه تقریبا پنج ساعت تو این شرایط رانندگی کرده بود بره دوستمو ببینه و بعد برگشته بود دوباره شهر خودشون و این جریانات باعث مقایسه های زیاد برای دوستم شده بود.

نمیخوام از دوستم و انرژیِ افوق العاده بالای لیلیث تو چارت تولدش و ساختار روانش و روابطش بنویسم.

میخوام به طور کلی از ونوس و لیلیث یعنی از زنانگیِ سافت و زنانگی دارک بنویسم و بیشتر خودمون رو بشناسیم.

اکثرا میدونیم که لیلیث اولین همسر حضرت آدم بود و زنی بسیار فریبنده از جنس آتش بود که آدم عاشقانه دوستش داشت اما سرکشی‌هایِ خاص خودش رو داشت. لیلیث نمیپذیرفت که مطابق میل حضرت آدم زندگی کنه و برای همین سرانجام آدم رو ترک کرد و هرچقدر هم تلاش کرد حضرت آدم و به خدا هم خواهش کرد، لیلیث برنگشت که نگشت.

بعد از اون بود که خداوند برای آدم همسری از جنس خودش ک خاک بود آفرید و حضرت حوا هم نمادِ ونوس هست.

در نجومِ تروپیکال وقتی چارت تولد رو در میارن یه سیارکی هست به اسمِ لیلیث و جایگاهش رو تو چارتتون میتونید ببنید. در نجوم ودیک اما لیلیث محاسبه نمیشه و اگر آسترولوژر خبره‌ای پیدا کنید خودش با فرمول محاسبه میکنه این انرژی در کجا فعال شده.

لیلیث و کششِ شدیدِ ناخودآگاه :

دیدید بعضی وقتا آدم بدونِ دلیل به کسی با یه نگاه جذب میشه؟

ممکنه حتی حس کنی این آدم بویِ دردسر میده یا ممکنه شوکه بشی چطوریه که اون آدم عین آهنربا داره منو به خودش جذب میکنه؟

من که نمیشناسمش برای چی باید اینجوری بهش جذب شم و نتونم جلوی خیال پردازی دربارش رو بگیرم؟

این دقیقا کششِ لیلیثیه.

در حقیقت اون هیجانِ شدیدی که مارو به خودش جذب میکنه و انگار سایه‌های ما رو بهمون نشون میده کارِ لیلیثه.

چی میشه ما یهو خیلی شیفته کسی میشیم؟

«ما کنارِ بعضی آدم‌ها میتونیم ورژنی از خودمون باشیم که هرگز پیشِ هیچ آدمِ دیگه‌ای نشونش نمیدیم..

میزانی از دیوانگی، جسارت، پتانسیل‌هایِ پنهان در ما فقط کنار یه سری آدمای خاص فعال میشه که عمرا دیگران

بتونن باهامون چنین کاری بکنن. ما نقابِ آدمِ خوب و موجهی بودن رو کنار اونا زمین میذاریم و این جنون و هیجانِ عاشقانه

میتونه مارو هرجای ببره...»

روابطی که بر پایه لیلیث شکل میگیرن بسیار تحول آفرین هستن.

همونجور که گفتم خود لیلیث از جنس آتش هست. زمانی که رابطه لیلیثی بین دو نفر شکل میگیره میشه گفت 

محاله که بعد از اتمامش هیچ کدومشون به آدمی که قبلا بودن بتونن تبدیل بشن. 

گفتم اتمامش چون غالبا این روابط به وصال یا پایداری طولانی نمیرسن مگر در شرایطی که انرژیش تبدیل بشه 

و هوشیارانه بشه از دلِ این ماجرا یه رابطه سالم باهم بسازن.

اما این فرایند چطور اتفاق میفته؟

ما در جوامع هممون مجبوریم نقاب‌هایی بزنیم از خوب و موجه بودن. سندروم دختر خوب یا پسرِ خوب که به گوش هممون خورده همینه.

اما خشم، قدرت، انرژیِ لیبیدو و.. هرگز در ما از بین نمیرن بلکه جزو سایه‌های روانمون میشن.

بعد ناگهان روزی نگاهمون با نگاه‌ِ کسی گره میخوره که برامون کششِ عجیبی داره.

اون آدم در حقیقت میخواد آیینه ما بشه.

ما حس میکنیم کنار اون میتونیم تمام بخش‌هایِ دیده نشده، سرکوب شده یا معذب شده رو بیاریم بالا و اون پذیرای ماست.

لیلیث در ما شروع میکنه به انرژی آزاد کردن برای نزدیک شدن به دیگری.

اما ونوس چیکار میکنه؟ ♡

من خودم اعتقاد دارم اگر آگاهی ما بالاتر بره و متوجه بشیم اون کسی که برامون کشش ایجاد کرده رو بتونیم بشناسیم و آتشی که در جانمون روشن شده رو بی دلیل و بدونِ مدیریت هدر ندیم، میتونیم ازش برای تقویت و ارضای روانمون استفاده کنیم و یک گام به منِ ایده‌آل نزدیکتر شیم.

کسی که آیینه ما میشه ویژگی‌هایی رو داره که ما به شدت خواهانشیم.

برای بعضی‌ها مرموز بودن، سرد بودن و قدرت مالی داشتن اون چیزیه که کشش ایجاد میکنه.

برای بعضی‌هایِ دیگه اعتماد به نفسِ بالا، خوشتیپی و داشتن قدرت اجتماعی اون احساس رو به وجود میاره.

هرکسی اگر بشینه تو خودش تفکر کنه متوجه میشه نیاز به چی داره و اگر اونو تبدیل به آگاهی کنه و به شخصیت خودش اضافه بکنه،

بیشتر و بیشتر عاشقِ خودش میشه و سایه‌های روز به روز کمتر میشن و تسلطش رو همه چیز بالاتر میشه.

روابطِ ونوسی اما بر خلافِ روابط لیلیثی خیلی آرامش به همراهشون هست.

با ساختار مشخص پیش میرن و ممکنه گاهی برچسبِ کسل کننده بودن بخورن اما پایه‌هاشون سالم و محکمه.

روابط ونوسی بر پایه احترام و ارزشِ به رسمیت شناخته شده، آرامش و تعهد و ارزش‌هایِ مشخصِ زن رابطه

 ساخته میشن. توازن قدرت و انرژی برقراره و خیلی کشش و جذابیت ملاک نیست.

«روابط ونوسی امن و آرومن».

هرچقدر عمیق‌تر خودمون رو بشناسیم و ارزش‌هامون رو آپدیت کنیم، رو ساختار روان هم مسلط‌تر میشیم.


برایِ محیای عزیزم(موقت)

محیا جانم نه وبلاگ اصلیت و نه وبلاگ پشتیبانت 

در دسترس نیستن.

دلتنگ و نگرانتم. لطفا هرزمان این پست رو دیدی برام

پیام بذار و از حالت باخبرم کن.