جرقه نوشتن این پست برام نصفه شب خورد وقتی دوستم فارغ از این جریانات نزدیکای ساعت سه صبح بهم مسیج میداد و برام از اتفاقاتی که با پارتنرش افتاده و بازیهای روانیشون میگفت و از طرف دیگه یکی از کسایی که خیلی عاشق و شیفته دوستمه تقریبا پنج ساعت تو این شرایط رانندگی کرده بود بره دوستمو ببینه و بعد برگشته بود دوباره شهر خودشون و این جریانات باعث مقایسه های زیاد برای دوستم شده بود.
نمیخوام از دوستم و انرژیِ افوق العاده بالای لیلیث تو چارت تولدش و ساختار روانش و روابطش بنویسم.
میخوام به طور کلی از ونوس و لیلیث یعنی از زنانگیِ سافت و زنانگی دارک بنویسم و بیشتر خودمون رو بشناسیم.
اکثرا میدونیم که لیلیث اولین همسر حضرت آدم بود و زنی بسیار فریبنده از جنس آتش بود که آدم عاشقانه دوستش داشت اما سرکشیهایِ خاص خودش رو داشت. لیلیث نمیپذیرفت که مطابق میل حضرت آدم زندگی کنه و برای همین سرانجام آدم رو ترک کرد و هرچقدر هم تلاش کرد حضرت آدم و به خدا هم خواهش کرد، لیلیث برنگشت که نگشت.
بعد از اون بود که خداوند برای آدم همسری از جنس خودش ک خاک بود آفرید و حضرت حوا هم نمادِ ونوس هست.
در نجومِ تروپیکال وقتی چارت تولد رو در میارن یه سیارکی هست به اسمِ لیلیث و جایگاهش رو تو چارتتون میتونید ببنید. در نجوم ودیک اما لیلیث محاسبه نمیشه و اگر آسترولوژر خبرهای پیدا کنید خودش با فرمول محاسبه میکنه این انرژی در کجا فعال شده.
لیلیث و کششِ شدیدِ ناخودآگاه :
دیدید بعضی وقتا آدم بدونِ دلیل به کسی با یه نگاه جذب میشه؟
ممکنه حتی حس کنی این آدم بویِ دردسر میده یا ممکنه شوکه بشی چطوریه که اون آدم عین آهنربا داره منو به خودش جذب میکنه؟
من که نمیشناسمش برای چی باید اینجوری بهش جذب شم و نتونم جلوی خیال پردازی دربارش رو بگیرم؟
این دقیقا کششِ لیلیثیه.
در حقیقت اون هیجانِ شدیدی که مارو به خودش جذب میکنه و انگار سایههای ما رو بهمون نشون میده کارِ لیلیثه.
چی میشه ما یهو خیلی شیفته کسی میشیم؟
«ما کنارِ بعضی آدمها میتونیم ورژنی از خودمون باشیم که هرگز پیشِ هیچ آدمِ دیگهای نشونش نمیدیم..
میزانی از دیوانگی، جسارت، پتانسیلهایِ پنهان در ما فقط کنار یه سری آدمای خاص فعال میشه که عمرا دیگران
بتونن باهامون چنین کاری بکنن. ما نقابِ آدمِ خوب و موجهی بودن رو کنار اونا زمین میذاریم و این جنون و هیجانِ عاشقانه
میتونه مارو هرجای ببره...»
روابطی که بر پایه لیلیث شکل میگیرن بسیار تحول آفرین هستن.
همونجور که گفتم خود لیلیث از جنس آتش هست. زمانی که رابطه لیلیثی بین دو نفر شکل میگیره میشه گفت
محاله که بعد از اتمامش هیچ کدومشون به آدمی که قبلا بودن بتونن تبدیل بشن.
گفتم اتمامش چون غالبا این روابط به وصال یا پایداری طولانی نمیرسن مگر در شرایطی که انرژیش تبدیل بشه
و هوشیارانه بشه از دلِ این ماجرا یه رابطه سالم باهم بسازن.
اما این فرایند چطور اتفاق میفته؟
ما در جوامع هممون مجبوریم نقابهایی بزنیم از خوب و موجه بودن. سندروم دختر خوب یا پسرِ خوب که به گوش هممون خورده همینه.
اما خشم، قدرت، انرژیِ لیبیدو و.. هرگز در ما از بین نمیرن بلکه جزو سایههای روانمون میشن.
بعد ناگهان روزی نگاهمون با نگاهِ کسی گره میخوره که برامون کششِ عجیبی داره.
اون آدم در حقیقت میخواد آیینه ما بشه.
ما حس میکنیم کنار اون میتونیم تمام بخشهایِ دیده نشده، سرکوب شده یا معذب شده رو بیاریم بالا و اون پذیرای ماست.
لیلیث در ما شروع میکنه به انرژی آزاد کردن برای نزدیک شدن به دیگری.
اما ونوس چیکار میکنه؟ ♡
من خودم اعتقاد دارم اگر آگاهی ما بالاتر بره و متوجه بشیم اون کسی که برامون کشش ایجاد کرده رو بتونیم بشناسیم و آتشی که در جانمون روشن شده رو بی دلیل و بدونِ مدیریت هدر ندیم، میتونیم ازش برای تقویت و ارضای روانمون استفاده کنیم و یک گام به منِ ایدهآل نزدیکتر شیم.
کسی که آیینه ما میشه ویژگیهایی رو داره که ما به شدت خواهانشیم.
برای بعضیها مرموز بودن، سرد بودن و قدرت مالی داشتن اون چیزیه که کشش ایجاد میکنه.
برای بعضیهایِ دیگه اعتماد به نفسِ بالا، خوشتیپی و داشتن قدرت اجتماعی اون احساس رو به وجود میاره.
هرکسی اگر بشینه تو خودش تفکر کنه متوجه میشه نیاز به چی داره و اگر اونو تبدیل به آگاهی کنه و به شخصیت خودش اضافه بکنه،
بیشتر و بیشتر عاشقِ خودش میشه و سایههای روز به روز کمتر میشن و تسلطش رو همه چیز بالاتر میشه.
روابطِ ونوسی اما بر خلافِ روابط لیلیثی خیلی آرامش به همراهشون هست.
با ساختار مشخص پیش میرن و ممکنه گاهی برچسبِ کسل کننده بودن بخورن اما پایههاشون سالم و محکمه.
روابط ونوسی بر پایه احترام و ارزشِ به رسمیت شناخته شده، آرامش و تعهد و ارزشهایِ مشخصِ زن رابطه
ساخته میشن. توازن قدرت و انرژی برقراره و خیلی کشش و جذابیت ملاک نیست.
«روابط ونوسی امن و آرومن».
هرچقدر عمیقتر خودمون رو بشناسیم و ارزشهامون رو آپدیت کنیم، رو ساختار روان هم مسلطتر میشیم.