الآن دیدم مریم جانم کامنت گذاشته برای محاسبه چارت تولدش و آشنایی با انرژیهاش و دنبال سایت میگرده.
گشتم ببینم تو شرایط نت ملی کدوم یک از سایتها هنوز باز میشن که هم معتبر باشن
, هم تفسیر رایگان ابتدایی از چارت تولد بدن؟
خیلی گشتم و بالاخره تونستم پیدا کنم.
آسترولوژی فارسی میاد بالا و بسیار هم معتبر هست. (به سبکِ تروپیکال هستش این سایت)
لینکش رو واستون میذارم خودتون اطلاعاتتون رو وارد کنید و چارت ابتدایی تولدتون رو تحویل بگیرید.
علامتِ لیلیث یه هلالِ ماه سیاه هست که رویِ یه صلیب قرار گرفته.
علامتِ ونوس یه دایره هست که روی یک صلیب قرار گرفته.
لینکِ ورود به آسترولوژی فارسی و دریافتِ چارت تولدتونhttps://farsiastrology.com/birth-chart به صورتِ رایگان
جرقه نوشتن این پست برام نصفه شب خورد وقتی دوستم فارغ از این جریانات نزدیکای ساعت سه صبح بهم مسیج میداد و برام از اتفاقاتی که با پارتنرش افتاده و بازیهای روانیشون میگفت و از طرف دیگه یکی از کسایی که خیلی عاشق و شیفته دوستمه تقریبا پنج ساعت تو این شرایط رانندگی کرده بود بره دوستمو ببینه و بعد برگشته بود دوباره شهر خودشون و این جریانات باعث مقایسه های زیاد برای دوستم شده بود.
نمیخوام از دوستم و انرژیِ افوق العاده بالای لیلیث تو چارت تولدش و ساختار روانش و روابطش بنویسم.
میخوام به طور کلی از ونوس و لیلیث یعنی از زنانگیِ سافت و زنانگی دارک بنویسم و بیشتر خودمون رو بشناسیم.
اکثرا میدونیم که لیلیث اولین همسر حضرت آدم بود و زنی بسیار فریبنده از جنس آتش بود که آدم عاشقانه دوستش داشت اما سرکشیهایِ خاص خودش رو داشت. لیلیث نمیپذیرفت که مطابق میل حضرت آدم زندگی کنه و برای همین سرانجام آدم رو ترک کرد و هرچقدر هم تلاش کرد حضرت آدم و به خدا هم خواهش کرد، لیلیث برنگشت که نگشت.
بعد از اون بود که خداوند برای آدم همسری از جنس خودش ک خاک بود آفرید و حضرت حوا هم نمادِ ونوس هست.
در نجومِ تروپیکال وقتی چارت تولد رو در میارن یه سیارکی هست به اسمِ لیلیث و جایگاهش رو تو چارتتون میتونید ببنید. در نجوم ودیک اما لیلیث محاسبه نمیشه و اگر آسترولوژر خبرهای پیدا کنید خودش با فرمول محاسبه میکنه این انرژی در کجا فعال شده.
لیلیث و کششِ شدیدِ ناخودآگاه :
دیدید بعضی وقتا آدم بدونِ دلیل به کسی با یه نگاه جذب میشه؟
ممکنه حتی حس کنی این آدم بویِ دردسر میده یا ممکنه شوکه بشی چطوریه که اون آدم عین آهنربا داره منو به خودش جذب میکنه؟
من که نمیشناسمش برای چی باید اینجوری بهش جذب شم و نتونم جلوی خیال پردازی دربارش رو بگیرم؟
این دقیقا کششِ لیلیثیه.
در حقیقت اون هیجانِ شدیدی که مارو به خودش جذب میکنه و انگار سایههای ما رو بهمون نشون میده کارِ لیلیثه.
چی میشه ما یهو خیلی شیفته کسی میشیم؟
«ما کنارِ بعضی آدمها میتونیم ورژنی از خودمون باشیم که هرگز پیشِ هیچ آدمِ دیگهای نشونش نمیدیم..
میزانی از دیوانگی، جسارت، پتانسیلهایِ پنهان در ما فقط کنار یه سری آدمای خاص فعال میشه که عمرا دیگران
بتونن باهامون چنین کاری بکنن. ما نقابِ آدمِ خوب و موجهی بودن رو کنار اونا زمین میذاریم و این جنون و هیجانِ عاشقانه
میتونه مارو هرجای ببره...»
روابطی که بر پایه لیلیث شکل میگیرن بسیار تحول آفرین هستن.
همونجور که گفتم خود لیلیث از جنس آتش هست. زمانی که رابطه لیلیثی بین دو نفر شکل میگیره میشه گفت
محاله که بعد از اتمامش هیچ کدومشون به آدمی که قبلا بودن بتونن تبدیل بشن.
گفتم اتمامش چون غالبا این روابط به وصال یا پایداری طولانی نمیرسن مگر در شرایطی که انرژیش تبدیل بشه
و هوشیارانه بشه از دلِ این ماجرا یه رابطه سالم باهم بسازن.
اما این فرایند چطور اتفاق میفته؟
ما در جوامع هممون مجبوریم نقابهایی بزنیم از خوب و موجه بودن. سندروم دختر خوب یا پسرِ خوب که به گوش هممون خورده همینه.
اما خشم، قدرت، انرژیِ لیبیدو و.. هرگز در ما از بین نمیرن بلکه جزو سایههای روانمون میشن.
بعد ناگهان روزی نگاهمون با نگاهِ کسی گره میخوره که برامون کششِ عجیبی داره.
اون آدم در حقیقت میخواد آیینه ما بشه.
ما حس میکنیم کنار اون میتونیم تمام بخشهایِ دیده نشده، سرکوب شده یا معذب شده رو بیاریم بالا و اون پذیرای ماست.
لیلیث در ما شروع میکنه به انرژی آزاد کردن برای نزدیک شدن به دیگری.
اما ونوس چیکار میکنه؟ ♡
من خودم اعتقاد دارم اگر آگاهی ما بالاتر بره و متوجه بشیم اون کسی که برامون کشش ایجاد کرده رو بتونیم بشناسیم و آتشی که در جانمون روشن شده رو بی دلیل و بدونِ مدیریت هدر ندیم، میتونیم ازش برای تقویت و ارضای روانمون استفاده کنیم و یک گام به منِ ایدهآل نزدیکتر شیم.
کسی که آیینه ما میشه ویژگیهایی رو داره که ما به شدت خواهانشیم.
برای بعضیها مرموز بودن، سرد بودن و قدرت مالی داشتن اون چیزیه که کشش ایجاد میکنه.
برای بعضیهایِ دیگه اعتماد به نفسِ بالا، خوشتیپی و داشتن قدرت اجتماعی اون احساس رو به وجود میاره.
هرکسی اگر بشینه تو خودش تفکر کنه متوجه میشه نیاز به چی داره و اگر اونو تبدیل به آگاهی کنه و به شخصیت خودش اضافه بکنه،
بیشتر و بیشتر عاشقِ خودش میشه و سایههای روز به روز کمتر میشن و تسلطش رو همه چیز بالاتر میشه.
روابطِ ونوسی اما بر خلافِ روابط لیلیثی خیلی آرامش به همراهشون هست.
با ساختار مشخص پیش میرن و ممکنه گاهی برچسبِ کسل کننده بودن بخورن اما پایههاشون سالم و محکمه.
روابط ونوسی بر پایه احترام و ارزشِ به رسمیت شناخته شده، آرامش و تعهد و ارزشهایِ مشخصِ زن رابطه
ساخته میشن. توازن قدرت و انرژی برقراره و خیلی کشش و جذابیت ملاک نیست.
«روابط ونوسی امن و آرومن».
هرچقدر عمیقتر خودمون رو بشناسیم و ارزشهامون رو آپدیت کنیم، رو ساختار روان هم مسلطتر میشیم.
هرچی بکاری، همون رو درو میکنی
امروز داشتم فکر میکردم این ضرب المثلی که از گذشته بهمون میگفتن واقعا درسته و چقدر من همیشه مراقبم که هرروز دارم چی میکارم.
این رو به عینه دیدم که هرکاری بکنی، عین بومرنگ نهایتا برمیگرده سمتِ خودت و واسه همین مهمه ببینی چی داری میفرستی برای خودت؟
مثلا من تقریبا همیشه از خودم میپرسم:
با این کار دردسر میکارم یا سرم به کار خودمه و دارم بذر پیشرفتمو تو دل خاک میذارم؟
دارم تخمِ شک تو دلِ دوستام میکارم یا دارم بذرِ اعتماد میکارم؟
این کار رو الان بکنم، در آینده حال خوبه با جسارتم یا ضربهاش میتونه باعث فروپاشی روانیم بشه؟
اینا برای من مهمن.
البته که همیشه اینجوری نبودم و شاکله زندگی رو جدی نمیگرفتم.
اینا رو با بها یاد گرفتم. اینا رو خیلی سخت درس گرفتم و تونستم بفهمم زندگی چیزی نیست که فقط مالِ امروز باشه..
هرچیزی که امروز انجام بدی، شش ماه دیگهات رو تحت تاثیر قرار میده و روند خیلی مهمه.
یه ضرب المثل ژاپنی هم هست که میگه:
一日一善
هر روز فقط یک کارِ خوب و درست انجام بدی کافیه.
خلاصه که منم بهش ایمان دارم.
اما یادمه چندماه پیش بود یه متنی خوندم که خیلی منو به فکر برد و روزای زیادی بهش فکر کردم.
میگفت: خیلی به خودتون افتخار نکنید که دارید تو تیمِ خدا(نور) بازی میکنید. ما از قبل هر کدوم انتخاب شدیم..
آقا من چنان تلنگری خورد بهم که نتونستم بیخیالِ جست و جویِ جواب این سوال شم.
(منظورم این نیست که مثلا من مغرور شده بودم به خودم یا آدمِ اهل قضاوتی ام. منظورم به این بود نکنه
جدا چنین چیزی تقدیری هم میتونه باشه؟)
خلاصه خیلی گشتم و خیلی پرسیدم. خیلی خوندم. نهایتا به این رسیدم که به احتمالِ 99% این حرف درسته.
ما تو چارت تولدمون هم امضاهای مخصوصی برای این ماجرا داریم و برایِ همین مسیرِ شهرت خیلی از آدمها
از بدنامی میگذره نه از نامِ نیک...
البته از صمیم قلبم خواهش میکنم از این مطلب سوءبرداشت نکنید که اشتباهات، تاریکیها و اعمالِ شر رو توجیه کنید و به این اسم که
دستِ خودمون نیست کنترل نکنید یا از کسی دفاع کنید. این صرفا برای آگاهی بیان شد.
ته تهش به این رسیدم که یادم بود یه بار وقتی بچه بودم از کسی شنیدم که حتی اگر بهشت و جهنم واقعی باشه، تهش همه جهنمیها
بعد از طی کردن دوره، میرن بهشت و همه بخشیده میشن.
این جور در اومد با جوابی که پیدا کردم.
انگار هرکدوم از ما ماموریتی در این دنیا داریم و باید نقشی ایفا کنیم و طبیعتا بالانس طبیعت با ترکیبِ سفید و سیاه برقرار میشه.
خواستم اینو هم اینجا بنویسم بمونم به عنوان اولین پستِ اسفندِ عزیزم
دیشب به محض اینکه اون پست رو نوشتم، دوستم بهم زنگ زد.
این دوست قدیمی من اهل کردستانِ عزیز هست و خیلی دوستش دارم. اومده بود تهران پیش نامزدش یکی دو روز
شب هم بلیط داشت برای ساعت 12
گفت بپوش داریم میایم دنبالت برت داریم تا ترمینال میرم کنارم باشی، دلم واست لک زده.
جاتون خیلی انقدر همون مدت کوتاه خوش گذشت.. انقدر بغلش کردم بوسیدمش که نگم..
(حدودا دو هفتهست نامزد کرده و این دوتا جوجه رو همیشه از صمیم قلبم دوست داشتم) خیلی خوشحالم از این وصال و حالِ خوبشون.
امیدوارم همه آدمای عاشق پایانِ خوشی داشته باشن ♡
نمیدونم اسم آسترولوژی اینجا برای کسی آشنا هست یا نه.
آسترولوژی میشه تفسیرِ باطنی از حرکت و حضور سیارات در موقعیتی که قرار دارن.
من از بچگی عاشقِ تمام چیزهای جادویی دنیا بودم و این علاقه به لطفِ مادرم تقویت شد. چه طوری؟
من یادمه فیلم هری پاتررو اولین بار با زبون اصلی دیدم اونم با چه سختیهایی؟ مامانم دستمو گرفت رفتیم جایی که سی دی رایت میکردن.
آقاهه واسمون هری پاتر رو ریخت روی سی دی. اینجوری بود که هری پاتر و سنگ جادو رو انقدر دیدم که سی دی دیگه همش وسطش گیر میکرد.
بعد همینطوری قسمت قسمت میرفتیم رایت کنه واسم و من ببینم و بعدش سری دوبله شدش رو هم گرفتیم.(مامان تو نور زندگیمی)
یکی از مصداق های جادو تو دنیای واقعی برای من سیارات و آسمونن.
انقدر برام دنیایِ آسمون و دونستنِ انرژی سیارات جالب بود که بالاخره ثبت نام کردم و کلاسهای آسترولوژی مقدماتی و.. هم گذروندم و تا حدی که میخواستم برای فعلا از سیارات و کارکردشون بدونم رو یاد گرفتم.
قبل از قطعی نت هرروز تحلیل مفسیرین رو میخوندم و جایگاه سیارات رو چک میکردم و خودمم تحلیل برای خودم میکردم.
الانها نت نیست
دسترسی ندارم به چک کردن موقعیتشون
اما میخوام یه چیزی رو با علمِ دقیق و ایمان قلبی بگم و بنویسم که بمونه برام اینجا:
سیاره سترن(زحل) در تفسیرِ باطنی سیاره ساختارگرایی، نظاممندی و اصوله. یه انرژی سختگیرانه داره که ارفاق تو سیستمش جایی نداره.
تو چارت تولد هر کسی یه سری دورهها هست که سیاره سترن وقتی از جایگاهی که ماه قرار داره عبور میخواد کنه، سالهایِ سختی میشن برای فرد☾
چون ماه در نجوم باطنی تعیین کننده کیفیت احساسات و امنیت عاطفی هست، سترن تعیین کننده آزمونهای سختگیرانه و نظم و ساختار.
میخوام بگم یه دوره حدودا هفت ساله برای زندگی فرد خیلی سخت میگذره در اون دوره (تقریبا دوبار یا سه بار انسان در عمرِ عادی تجربه میکنه).
جنسِ خستگی و ناامیدیش دقیقا شبیه این روزای ایرانمونه.
چون وقتی زحل از جایگاه ماه عبور میکنه احساس میکنی دیگه خشک شدی از بدبیاری، از اینکه همش برات نمیشه، از اینکه درد میکشی و انگار درمانی نیست و کسی نمیفهمه این شبِ تاریکِ روح نه با تراپی خوب میشه نه با سبک زندگی نه با هیچ چیزِ دیگهای..
چندسال سخت میگذره و در سالهای پایانی اون هفت سالگی دیگه آخراش حتی با کسی حرف زدنش نمیاد آدم. فکر میکنی همینه که هست.. فکر میکنی تموم شدی برایِ همیشه و هیچ جنسی از شادی دوباره نمیتونه سرپا کنه تورو..
اما بعدش؟
بعدش آدمی که از این سختگیری در میاد بیرون هرگز شبیه نسخه قبلیش نیست.
استوارتر، آرومتر، دنیاشناستر، راحت و سبک شده. (سترن سختگیرترین معلم کهکشان و از طرفی بهترین جایزه دهندهِ کهکشانه)
من مطمئنم این روزها همون انرژی رو دارم احساس میکنم در سطح ایرانمون.
سترن داره به زودی وارد نشانِ اریس(قوچ، فروردین) میشه و قراره زیر و رو کنه ساختارها رو..
دیگه نظامِ بیپایه، اصولِ پوسیده، عقاید نخنما و.. هیچکدوم توان استوار موندن رو ندارن و فرو میریزه هر ساختاری که زیر بنایِ درستی نداره.
من از این مطمئنم و یکی از دلایل اینکه قلبم روشنه به امید همینه .
*دلم میخواست بنویسم تا اگر کسی نیاز به امید واقعی داره بخونه و بدونه صبح میشه این شب به زودیِ زود..*