幸せなミツバチ

幸せなミツバチ

دنیایی که تجربه میکنم رو روزانه مینویسم، بدونِ افشایِ هویتِ واقعیم
幸せなミツバチ

幸せなミツバチ

دنیایی که تجربه میکنم رو روزانه مینویسم، بدونِ افشایِ هویتِ واقعیم

همیشه عاشقِ بهار✿ | مستقیم شدن حرکت اورانوس

هرکسی یه فصلی داره که عاشقشه. اکثرِ اطرافیان من عاشقِ پاییزن گرچه این پاییز که بارون و چیزی نداشت و اونی که میخواستن نشد 

اما به طور کلی عاشقِ برگای نارنجی، زود تاریک شدن هوا و شمع روشن کردن، رول دارچینی و قهوه و تیپ‌های زرشکی و قهوه‌ای هستن.

واقعا هم زیبایی بصری داره اما من اصلا باهاشون همسو نیستم.

من عاشقِ بهارم، عاشقِ عاشقِ بهار

عاشقِ صدای جیک جیک گنجشکام که از دم صبح شروع میشه و انگار تو انیمیشن‌هایِ دیزنی دارم صبح از خواب پا میشم

روزهایِ طولانی و آسمونی که روشنه و بهت اجازه میده تا دیروقت قدم بزنی تو خیابونا و دلت نگیره

درختایِ سبز و گل‌های در حال باز شدن

بارون‌هایِ پودریِ نم نم و هوایی که خنکه اما اذیتت نمیکنه. اون خنکی که پوستت رو نوازش میکنه

من بهارها دلم میخواد زنده باشم و هرروز رو کامل زندگی کنم. 

واسه من همیشه از اینجا به بعدِ سال شیرین بود چون کم کم میشد تک و توک صدای گنجشک‌ها رو شنید، هوا دیرتر تاریک میشد و بویِ بهار میومد...

دروغ نخوام بگم همین دیروز هم که متوجه این احساس شدم لبخند زدم و خوشحال شدم اما نتونستم کامل احساسش کنم چون یه لایه غم و 

خشم سنگین رو دلم نشسته که مانع اتصال مستقیمم با هر منبع شادی میشه.. کلی از جوون‌هایِ عاشقِ بهار و پاییزمون رفتن.. 

اما یادِ این جمله‌ی معروف افتادم :

شاید بتونن تمامِ گل‌ها رو بچینن، اما هرگز نمیشه جلویِ نزدیک شدنِ بهار رو گرفت..

خلاصه که آره، زورِ بهار میچربه به تمامِ سردی‌ها و تاریکی‌ها.


این شب‌ها ماهِ کامل رو هم تجربه کردیم و این ماه کامل تو نشانِ لئو(شیر،مرداد) اتفاق افتاد. این ماه کامل عظیم بود.☽

هرچند الآن که دارم مینویسم ماه از نشان لئو خارج شده و رفته تو نشانِ خوشه(شهریور)

اورانوس هم تو آسمون حرکتش طی چندین ساعت آینده مستقیم میشه (سیارات یه حرکت مستقیم دارن و یه حرکت برگشتی، اورانوس این روزها حرکت برگشتی داشت تو نشانِ تارس و بالاخره تموم میشه و حرکتش مستقیم میشه. تو نشانِ جمینای یا همون خرداد).

اورانوس خودش سیاره تغییر و تحولات ناگهانی، جرقه زدن‌هایِ پی در پی، انقلاب و آگاهیِ جمعیه. تازه داستانِ تحول تو این خاک داره شروع میشه :)

من نگاهم به بالاست، به آسمون و نظمِ کیهان تا ببینم چی رقم میخوره برایِ من و هم وطن‌هام.


این مدت سریال ژانر معمایی هیجانی زیاد دیدم و احساس کردم حالا که انقدر غمگینم دیگه مناسبم نیست. 

دنبال سریال ملودرام خوب میگشتم که ندیده باشم اما چیز جالبی پیدا نکردم. یهو یادم افتاد به ژاپن و سریال‌هاش.

ژاپنی ها تو انیمه ساختن بی نظیرن اما تو سریال هنوز قوی نیستن. به جاش اما یه چیزی دارن.. حال و هوای سریالاشون مهربون و گرمه...

زدم یه سریال دانلود کردم و قشنگ پرت شدم به روزایِ نوجوونی..

اسم سریال اینه: سواری در بهارِ جوانی (فصل اول)

با رنگِ فونتِ سبز مهربون نوشتم چون برام وایب و احساسِ این رنگی داره سریالش. یکی دو قسمتِ اولش لوسه اما هرچی میره جلوتر شیرین‌تر میشه.

من دلم تنگ شده بود برایِ اینکه دوست داشتنِ کسی رو احساس کنم یا خاطره ساختن‌های نوجوانی برام تداعی بشن.

دارم از دیدنش لذت میبرم.

برام عجیبه که انگار از سال 98،99 به بعد دیگه کلا عشق انگار از بین رفت یه جورایی.. سبک روابط عوض شد انگار.

دیگه کسی تو کسی گیر نمیکنه، آدما باهم رویا نمیبافن، منتظر آشتی شدن با آدمِ خاصی نمیمونیم، یه سری چیزا رو تا ابد حفظ نمیکنیم.

یه بخش عظیمیش ربط به بلوغ و عشق های طرحواره ای داره رو میدونم، اما اون احساسِ واقعی منظورمه که انگار دود شده رفته هوا

شکل رابطه منظورم نیست، حسِ واقعی منظورمه. 

نمیدونم چی شده اما خودمم دچار این ماجرا شدم و به نظرم توطئه در کار است :>

یکی از قشنگ ترین چیزایی که این سریال واسم تداعی کرد این بود که دختره عاشقِ بوی موهای پسره شد.. میگفت یه بوی شامپو و شیرینی داره..

و بعدش پسره هم یه جا اتفاقی موهای دختر رو بو کرد و لذت برد از بویِ موهاش..

من هم اینا رو تجربه کرده بودم. بویِ شامپویِ اون آدم رو الان خاطرم نیست اما واقعا این چیزا وقتی مرور میشه برام انگار سلول‌هام تو دلم نون خامه‌ای با

چایِ گیلانی دارن میخورن و حسشون به من تزریق میشه. یادِ حس و حالِ خودم میفتم و بهارِ عاشقی زندگی شخصیم.

در کل به نظرم عشق چیزِ خوب و قشنگیه. چه تهش به وصال منجر شه چه به جدایی فرقی نداره. هرچی بشه ارزشش رو داره. ♡

اتفاقاتی درون آدم میفته به واسطه دوست داشتنِ یکی دیگه که وقتی از اون ماجرا میگذره تازه قدرش رو میدونی. 

قدرِ بلوغ و پختگی که به واسطه اون خاطرخواهیبرات  اتفاق افتاده یا قدرِ سرد و گرم روزگار چشیدنی که محکم و استوارت کرده.

امیدوارم روزهایِ خوب برایِ گونه بشر به طور کلی از راه برسه..