-
٠࣪⭑انیمه اتک آن تایتان٠࣪⭑
چهارشنبه 8 بهمن 1404 21:01
تصمیم گرفتم اینجا برام حکم پلنر شخصیم رو داشته باشه و برایِ همین از اتفاقاتی که میفته و از احوالاتم راحت بنویسم ☼ این دو سه روز خیلی غم شدیدی رو تجربه کردم. هر لحظه میزان تاریکی و غصهام بیشتر میشد و احساس میکردم تمامِ آسمونِ دلم پر شده از ابرهایِ تیره و تاریکی که نمیذارن یه ذره بارقهی نور بیاد. فرو میرفتم هر لحظه...
-
-
سهشنبه 7 بهمن 1404 23:53
قدم اول برایِ برگشتن به خودم، سکوت و تجربهیِ عمیقِ تمام احساساتِ مکمل و متناقض تو وجودمه. قدم دوم روتینوار پرداختن به وظایفمه حتی اگر سرعتم یک چهارم شده باشه.. اینجوری گم نمیشم وسطِ این همه سردرگمی.
-
آقای اقبالی چه خوب میدونست سکوت سنگرِ آخره
یکشنبه 5 بهمن 1404 22:29
دلیل ساکت بودم اینه که من امروز بالاخره وصل شدم به اینترنت. چیزی برایِ گفتن ندارم. خالیام، خالیِ خالی.. ۳۶هزار و پونصد نفر "حداقل" از دست رفتن؟ ۳۶هزار نفر چقدره؟ هر یه نفر یه دنیاست.. هر یه نفر تمام دلخوشی و شادی یه نفر دیگهست، بچه یکی دیگهست، رفیق یکی دیگهست، خواهر یا برادر یه عزیزِ دیگهست، یارِ یکی...
-
شب و غمتون باهم بخیر ˖☽⋆
شنبه 4 بهمن 1404 23:46
همین الآن(اکنونِ واقعی) این فصل از کتابم هم به پایان رسید و بخش مورد نظر امروز رو خوندم. همینجوری که چشمام از درس خوندن نسبتاً گرم شده، دارم خودکارا و هایلایترهامو مرتب میکنم و آماده میشم مسواک بزنم بخوابم. اخباری که در حال حاضر در جریان هست رو شنیدم و ممکنه هر اتفاقی برای امشب، فردا و فرداهامون بیفته.. به قولِ...
-
درباره سریالِ موش …ᘛ⁐̤ᕐᐷ
شنبه 4 بهمن 1404 19:19
میخوام قبل از نوشتن درباره سریال اعلام کنم من نه تنها نت بین المللیم وصل نشد، بلکه اس ام اسهامم مجددا به اختلال خوردن ಠ_ಠ درمورد سریالِ کرهای موش بالاخره بعد از کلی جست و جو در درونم فهمیدم چرا انقدر روم اثر گذاشته و چی اذیتم میکنه. علتش نه مربوط به اینه که صحنههاش فجیعتر از بقیه سریالها باشه، نه مربوط به بیش...
-
روزِ سردِ برفی و صحبتهایِ عمیقِ دلگرم کننده ☕
جمعه 3 بهمن 1404 16:39
..Lorelai: Everything's magical when it snows ✩ Everything looks pretty. The clothes are great. Coats,scarves, gloves,hats راستش به این دیالوگ ایمان دارم چونکه داشتم این پست رو مینوشتم و پرده رو زدم کنار دیدم داره برف میاد. ناخودآگاه یه حسِ نرم و لطیفی نشست تو دلم و تصمیم گرفتم یخورده شیرینتر بنویسم. انگار وسط یه...
-
عاشقِ او میشیم یا عاشقِ رویایِ خودمون که با او ساختیم؟☁️
چهارشنبه 1 بهمن 1404 14:24
ما انسانها موجوداتِ خلاقِ بینظیری هستیم و قدرتهای ذهنمون انقدر بالاست که گاهی خودمون هم در رویاهایِ خودمون غرق میشیم.. یکی از نقاط عطف این غرق شدگی تو پروسه شیرینِ دلباختگی و عشق و عاشقی رخ میده. اگر این پست رو بخوام خیلی مفصل بنویسم باید اشاره میکردم که کلا مفهوم "عشق" تو فرهنگِ شرق با فداکاری، وفاداری...
-
فروغِ فرخزاد- از دفترِ تولدی دیگر- شعرِ هدیه
چهارشنبه 1 بهمن 1404 01:24
ا گر به خانهی من آمدی برایِ من اِی مهربان چراغ بیاور و یک دریچه که از آن به ازدحامِ کوچهیِ خوشبخت بنگرم.. #فروغ_فرخزاد فقط خواستم نوشته باشم که ثبت بشه انقدر درس خوندم که نرسیدم اینجا رو آپدیت کنم. دلم میخواست تو یه خط یادآوری کنم هممون یه سری آدم کوچولو هستیم که نمیدونیم دقیقا میخوایم با زندگیمون چیکار کنیم و داریم...
-
قول شرف به خودم :»
دوشنبه 29 دی 1404 22:22
دیروز و امروز هیچی درس نخوندم و فقط زندگی کردم. امروز خونه رو حسابی تمیز کردم و بُعدِ وسواسی وجودم رو به آرامش رسوندم.(مامان معذرت میخوام ولی بهت خیانت کردم. گفتی جارو برقی رو تو پریز تلویزیون نزن، زدم چون نزدیکتر بود بهم ƪ(˘⌣˘)ʃ ) الان هم مردد موندم که مسواک بزنم بخوابم زود یا یه اپیزود سریال ببینم بعد...
-
این پست رو با آهنگِ Die with a smile بخونید
دوشنبه 29 دی 1404 15:26
-آقای کیتینگ: "غنچههای گل سرخ را اکنون که میتوانی برچین". معادل لاتین اون هست: carpe diem حالا کی میدونه معنیش چی میشه؟ +میکس: کارپه دیم، دم را غنیمت شمار . -آقای کیتینگ: چرا شاعر از این عبارت استفاده کرده؟ به این دلیل که ما خوراک کرمها هستیم بچهها. چون، چه ما باور داشته باشیم یا نداشته باشیم، تک تک ما در...
-
آنیما و آنیموس
یکشنبه 28 دی 1404 20:26
دیشب داشتم وبلاگ محیا رو میخوندم در جواب یکی از کامنتهاش خیلی قشنگ به بحثِ آنیما و آنیموس اشاره کرده بود. جوابش باعث شد من یه پست بخوام دربارش بنویسم چون به نظرم خیلی خیلی مهمه و خیلی اثر داره روی خلق ما و عملکردمون تو زندگی. مختصر بخوام بگم جنابِ یونگ اومدن در راستای یکپارچه شدن و توسعه شخصیت این اصطلاحات رو به کار...
-
دیدار با رفیق بعد از یک هفته و نیم/دویولینگوم ^_^
یکشنبه 28 دی 1404 19:57
بعد از چندین روز همش خونه بودن امروز عزمم رو جزم کردم که برم بیرون و یکی از بهرین دوستای همیشگیم رو ببینم. رفتیم و یخورده حرف زدیم و در عین حال که نشسته بودیم داشتیم صورت آدمها رو نگاه میکردیم. همه تو خودشون بودن، خسته و تکیده.. یعنی واقعا دلمون به حالِ خودمون دوچندان سوخت. گفت باورم نمیشه منی که همیشه پر از شوق...
-
18 January
شنبه 27 دی 1404 21:44
امشب شبِ ۱۸ ژانویهست. شبِ قبل از ماهِ نو ☽⋆ نمیدونم شما به انرژیها باور دارید یا نه، علاقه دارید یا نه ولی میخوام اینجا بنویسم که انرژیهای ماه نو برای شروع همیشه خوبن . توی دفتر ژورنالتون یا هر کاغذی که دوست دارید، اهدافِ مهم شغلی، مالی، مهارتی و خودسازی که میخواید انجام بدید بنویسید و اولین قدم کوچیک برایِ اون...
-
کشفِ عمیقترِ خودم
شنبه 27 دی 1404 14:42
دیشب داشتم فکر میکردم من که خیلی خوب بلدم با تنهایی و سکوت کنار بیام و ازش لذت ببرم. دلیل این کلافگی خودم چیه؟(فارغ از اوضاع بیریختِ مملکت منظورمه) هی فکر کردم هی فکر کردم و بالاخره فهمیدم منشا خلا درونم چیه. مشکلِ من " کارمه ". من بینهایت عاشق شغل و کارم هستم و یه بخش از معنای وجودم رو شغلم ساخته.(ببخشید...
-
برایِ روزهایِ بی اینترنتی
جمعه 26 دی 1404 13:04
یه عزیزی تو کانالش آدرسِ یه هوش مصنوعی ایرانی رو گذاشته بود که این روزا داره کار میکنه. چک کردم دیدم بله.. واقعا کار میکنه و از هیچی بهتره. منم اینجا میذارمش تا اگر نیاز داشتید استفاده کنید: http://chat.smartbytes.ir
-
نجومِ باطنی (آسترولوژی)
جمعه 26 دی 1404 13:00
نمیدونم اسم آسترولوژی اینجا برای کسی آشنا هست یا نه. آسترولوژی میشه تفسیرِ باطنی از حرکت و حضور سیارات در موقعیتی که قرار دارن. من از بچگی عاشقِ تمام چیزهای جادویی دنیا بودم و این علاقه به لطفِ مادرم تقویت شد. چه طوری؟ من یادمه فیلم هری پاتررو اولین بار با زبون اصلی دیدم اونم با چه سختیهایی؟ مامانم دستمو گرفت رفتیم...
-
Daily
پنجشنبه 25 دی 1404 14:12
قهوهام رو گذاشتم دم بیاد و گفتم تا آماده بشه پست امروز رو بنویسم. ☕️ دیشب خیلی فکر کردم به همه چی.. از خاصیتهایِ همیشگی و بی تغییرِ نوشتن برایِ من، اورتینک بوده و دیشبم اومده بود سراغم. اوورتینک که میاد مثلِ یه جغد به راحتی تا پنج صبح بیدارم و تو سرم با خودم درباره همه چیز حرف میزنم و چشمام یه ذره هم گرم نمیشن تا...
-
my inner world
چهارشنبه 24 دی 1404 23:12
اکثر روزا سعی میکنم هرطور شده درس بخونم . از اینکار خوشم میاد هرچند نه امتحانی درکاره نه چیزی ولی از درس خوندن به عنوان یه جور hobby خوشم میاد. با این سن و سال هنوزم عاشق اینم که خودکار خوب و برگه زیاد داشته باشم و مثل هربخش از کتاب رو با روش خودم علامت بزنم و باز کنم مطلب رو. امروزم هم انجامش دادم. وقتایی که اینترنت...
-
لالههایِ گلگون
چهارشنبه 24 دی 1404 19:12
کاشکی میشد از خونِ جوانان وطن، واقعا لاله میدمید. من شک ندارم اونوقت ایران میشد بهشتِ گلها جایِ هلند. به عکسهاتون نگاه میکنم، به چشمهاتون، به تاریخچه زندگیتون، به بیش از حد معمولی بودنِ صورتهاتون و بعد به این فکر میکنم چقدر پر از شور زندگی بودید و چقدر زندگی پیش روتون بود که ازتون دزدیدن. به قولِ اون نقل قول...
-
Begining
چهارشنبه 24 دی 1404 17:02
خیلی وقته که بلاگ نویسی نمیکنم. این روزا که اینترنت و همه چی قطع شده داشتم فکر میکردم برگردم به نوشتن. نه فقط برایِ اینکه اینجا وصله و تلگرام نیست، دلم میخواد خودم تر باشم. پس اینجا میشه نقطه شروعم. بلاگ اسکای هم تا حالا نبودم، فضای جدید رو دوست دارم.